نسيم صبح سعادت خدا كند بيايي
رسيده شب به نهايت خدا كند بيايي
جهان زدود ستم شد سياه در بر چشمم
فروغ صبح سعادت خدا كند كه بيايي
سموم باد خزاني گرفته گلشن دين را
بهار باغ ولايت، خدا كند كه بيايي
رسيده جان به لب از انتظار طولاني
تسلي دل امت خدا كند كه بيايي
هزار جمعه به يادت چه ند به ها كه نكر
كه اي تجلي رحمت، خدا كند كه بيايي
نشسته اند گروهي به آرزوي نگاهت
سحاب جود و كرامت خدا كند كه بيايي
تو اصل صوم و صلاتي تو مايه بركاتي
تويي خلاصه خلقت خدا كند كه بيايي
امام حاضر و غايب تو سيدي و تو صاحب
توئي نتيجه عصمت خدا كند كه بيايي
بيادت اي گل نرگس چه شعر ها كه سرودم
ز روي عشق و محبت خدا كند كه بيايي
به شيعيان تو پناهي به ذات حق تو گواهي
به حق حق توئي حجت خدا كند كه بيايي
نوشته شده توسط زهرا در جمعه بیست و ششم بهمن 1386